صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

125

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

فرشش مىگسترانيدند . اين ببود تا سال پانصد و سى و شش ، كه خطايى مردى بر او شكستى بزرگ آورد و دست مسلمانان از ماوراء النهر كوتاه كرد ؛ « 1 » اينسان كه پيش از اين اسبان قرلقان در نواحى سمرقند پراكنده بودند و دام شمارشان بسيار بود و بيم آسيب و شورش آنان در ميان ، اميران اسپهسالار به سلطان اشاره كردند كه ايشان را براند و دور كند و خانواده‌شان به اسارت گيرد . قرلقان هم پيكى به نزديك سلطان فرستادند و پنج‌هزار شتر « * » و پنج‌هزار اسب و پنجاه‌هزار گوسپند به خدمتش عرضه داشتند ، كه او نپذيرفت و آنان ناچار شدند كه بروند و به سرزمين تركان درآيند و آهنگ بارگاه گور خان ، خدايگان خطا و ختن و نعما كنند ، كه بزرگترين و نيرومندترين ترك كافر بود و فرمانش تا حدود چين روان و نافذ . چو ايشان به نزدش رسيدند ، او را آگه كردند كه سلطان اعظم معز الدين سنجر را ناتوانى دررسيده و در سپاهش اختلاف افتاده است ، و او را آرزومند آن سرزمين كردند . آن خطايى هم با هفتصدهزار سوار از توانمندترين سپاهيانش برفت تا با سلطان رودررو شود . سلطان نيز با هفتادهزار سوار به جانب او رخت برداشت ، « 2 » اما اميران سپاهش را با يكديگر همداستانى نبود . بدينسان دو گروه باهم رودررو شدند و كارزار كردند ، كه در پى آن سپاه سلطان سنجر پشت بدادند و او به زير چتر با گروهى اندكشمار برجاى ماند . « 3 » ملك ابو الفضل ، شاه سيستان ، اين زمان به سلطان گفت : « كنون كه سپاهت روى در شكست آورده‌اند و سپاه كفّار گرد بر گردت برآمده ، رأى آن است كه خويشتن برهانى و اين غلام به‌جاى خود به زير چتر بنشانى » . سلطان

--> ( 1 ) . سنجر در محرم سال 533 ه به جانب خوارزم شاه علاء الدين آتسز بن محمد ( 1156 - 1127 م ) رهسپار شد . آتسز شكست خورد و گريخت ، و پسرش اتليق هم اسير شد و پس از چندى به فرمان سنجر به قتل آمد . آتسز پس از رفتن سنجر به خوارزم بازگشت و سياست سركشى بر سنجر را تا سال 536 ه كه سنجر از تركان خطايى شكست خورد ، پىگرفت . « خوارزم شاه كس به نزديك خطاييان كه در ماوراء النهر بودند ، فرستاد و آنان را به طمع اين بلاد انداخت و كار آن در چشمشان آراست و آنان را واداشت تا آهنگ مملكت سلطان سنجر كنند » . ابن اثير 11 / 31 . ( * ) در متن مصحّح دكتر نور الدين عبارت عربى معادل عبارت « پنج‌هزار شتر » از قلم افتاده است - مترجم فارسى . ( 2 ) . بنابه گفتهء ابن عبرى ( 2 / 376 ) گور خان سيصدهزار سپاهى ، و سنجر صدهزار لشكرى داشتند . ( 3 ) . در ابن عبرى ( 2 / 376 ) اينسان است كه سلطان سنجر تنها با شش سوار مىگريزد ، و آن صدهزار سپاهى بازمانده هم برخى كشته و بخشى اسير مىشوند ، اما ابن اثير ( 11 / 33 ) مىگويد كه مجموع كشتگان و زخميان مسلمانان در وادى ديرغم حدود ده‌هزار سپاهى بوده است . نيز نك . به : بندارى 278 - 276 و راوندى 262 - 261 .